حسن موسوی
ضرورت نوشتن سالها قبل گریبانام را گرفت و در دوران دانشجویی آلودهترم کرد. مسیر البته دشوار بود، جهت رسیدن به شیوهای شخصی. در حوزههای مختلف قلم زده، عصارهی این تجارب را چکاندهام در قصهها. در نهایت به تبعیت از بزرگانی چون سلینجر، عجالتا گمان میکنم که زندگینامهی مؤلف چندان ضرورتی برای مخاطب ندارد. بهتر است متن بی حضور مادی و معنوی نویسنده مطالعه شود.
کتابها
آنجا
«این داستانهای بههمپیوسته، در نهایت راوی فرآیند ظهور دجالاند. اخلاق به مرور به ضد خود تبدیل میشود، تا حدی که نهایتا شیطان رخ مینماید. این …