بنفشه سفید
یک کتاب متولد نمی‌شه. ذره ذره ذهنت رو پر می‌کنه. از کوچک‌ترین منفذ مغزت آنقدر آهسته و بی سروصدا وارد می‌شه که تو فقط یک ...
اورلاندو
نوشتن رو از دوم راهنمایی شروع کردم. وقتی که تو زنگ انشا اشک خودم و هم معلم رو در آوردم. هنوز یادم هست که آقای ...
والس با آب‌های تاریک
رسیدن به نقطه‌ای که بدانم این داستان را باید نوشت سخت نبود. من مریض داستان گفتن‌ام. زمان درازی را نمی‌توانم بدون نوشتن سر کنم. چند ...
سقط جنین
علیرضا میراسدالله سیزده ساله بود که اولین قصه کوتاهش را ته دفتر مشق ریاضی اش نوشت. پدرش (آقا مهدی) به طور اتفاقی آن قصه را ...
منظومه‌ی دشت سفید
منظومه‌ی دشت سفید برای من دستیابی به همه‌ی آن چیزهاست که گم کرده ام و یا پیدا نمی‌کنم. دشت سفید امید و یأس من است ...
سایه‌های چوبی
راز، آرزو و آرمانی در کار نیست، اگر همه آنچه دوست داشته‌ام و دوست دارم، در کتاب‌های دور و برم بود، نوشته شده بود و ...
آدم‌ها و مترسک‌ها
«شعر، برداشت‌هایی از زندگی نیست؛ بلکه یکسره خودِ زندگی ست، رویایی‌ست که در عالم بیداری می‌گذرد.» احمد شاملو «آدم‌ها و مترسک‌ها»، حکایت شاعر است و ...
نسيان
چه‌طور متولد شد؟ چه می‌دانم؟ يادم نيست و اين خيلی طبيعی است، كی درست و دقيق يادش مانده بچه‌اش كی نطفه بسته؟ همه يك قصه‌ای ...